شعر شاعران دردمند پاکستان و افغانستان در غم فلسطین

[ad_1]

به گزارش گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران پویا، سید احمد حسینی متخلص به شهریار، شاعر پاکستانی اهل کویته که به دو زبان اردو و فارسی شعر می گوید در نشست «قدس ما را آزاد خواهد کرد» در خصوص وضعیت کشورهای اسلامی گفت: ما امروز یک فلسطین نداریم امروز جای جای دنیا فلسطین شده است شهری که من متعلق به آنجا هستم یعنی شهر کویته پاکستان، یک فلسطین است، کشمیر یک فلسطین شده است، افغانستان یک فلسطین است. عراق یک فلسطین است. کاری از دست ما بیش از بر نمی آید که صدایی را که داریم به هر زبانی که می توانیم به گوش همه برسانیم. من به زبان اردو و فارسی مظلومیت همه مردمانی را که شبیه فلسطین شده اند به گوش ها می رسانم. ظلم هایی که بر این ها روا شده همگی ظلم های صهیونیسم است که به صورتی دیگر به آنها رسیده است. ممکن است قاتل یک صهیونیست نباشد اما پشت سر همین قاتلان، صهیونیسم و اسرائیل قرار دارد.

وی شعری را به زبان اردو که در زمان جنگ 22 روزه سروده بودند خواندند و پس از آن شعری را به زبان فارسی خواند:

نوشتم خون، نوشتم درد،  درد صبح آزادی

نوشتم غم، نوشتم آه،آهِ خنده و شادی

نوشتم یک عروسی ، یک عروسِ مانده در آتش

نوشتم کفش های سوخته، با پای دامادی

نوشتم یک عروسک در کنار کودکِ بی جان

نوشتم بادبادک زیر سقف ملک اجدادی

نوشتم غزه، کاغذ ، قایق دریای خونین شد

نوشتم انتفاضه جان گرفت آهنگ آزادی

نوشتم تا بگریم ، تا بگریانم جهانی را

جهان بی خبر از درد ویرانی و بر بادی

خداوندا به امید رهایی می سپارم جان

که خون شد زیر چنگ کدخدا خاک خدادادی

منم مجنون صحرای پر از انسان وحشی که

به غارت برده اند امنیتِ هر شهر و آبادی

منم آن کودک ده ساله ی تیشه به دست اینجا

که با کوهی از آهن می کند تمرین فرهادی

منم آن محمود درویشم منم آن نظام حکمت

 که دارد در سر خود آرزوی صبح آزادی

نگاه خسته و پیرم طلوع عشق را دیده

شنیده گوش سنگینم صدای خنده و شادی

پس از قرائت این شعر، سید سکندر حسینی شاعر نام آشنا و دردمند مزار شریف افغانستان چهار پاره ای را در رثای فلسطینی تقدیم کرد:

خورشید ز دوش قله بالا می رفت

موسی کلیم سمت سینا می رفت

از دامن این خاک مقدس یک روز

پیوسته دعا به عرش اعل می رفت

***

با جوشن و عهد و ندبه تلقین کرد

همراه کمیل نیز تمرین کرد

تا زنده کند دوباره عاشورا را

 یاد از غم و اندوه فلسطین می کرد

***

در قدس که باغ های زیتون گل کرد

از نام شهید قطره ی خون گل کرد

در دامن سینا که بذر لیلی افشاند؟

از هر وجبش هزار مجنبون گل کرد

***

روزی که دل شکوفه ها خونین شد

یک کوفه و چند کربلا خونین شد

وقتی که گلوی قدس را تیر زدند

محراب مقدس خدا خونین شد

ادامه دارد…

انتهای پیام/

[ad_2]

لینک منبع

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *